چند روز پيش خواب ديده بودم كه آبله گرفتم
ولي نميتونستم ثابت كنم به هر كي ميگفتم ميگفتن نه تو
آنفولانزاي خوكي داري منو به زور داشتن ميبردن قرنطينه
امشب آثاري از آبله مشاهده كردم
مامان بابام هم نگرفتن
خداكنه آبله نباشه
خب از مكه بگم، خيلي خوب بود .خيلي خوش گذشت .
فقط نماز خوندناشون خيلي بد بود .توي اون مدتي كه نماز صبح ميخوندن
فكر كنم من ميتونستم صد تا نماز بخونم .از بس طولانيش ميكردن
ديگه اعصاب آدم بهم ميريخت ،ديگه آدمو ياد فحش و بد وبيرا ميانداختن .
روز اول سر نماز مغرب بود دير رسيديم ،مامانم سريع
تكبيرةالاحرام (درست نوشتم؟)
گفت رفت سجده، منم نميدونستم
چي به چيه فقط جلويي ها رو نگاه ميكردم اونا هم سني بودن
يه سجده رفتيم نشستيم ،رفتيم سجده ي دوم دوباره نشستيم، دوباره
جلوييا رفتن سجده من وايستادم ديدم مامانم هم رفت سجده، منم
مجبوري رفتم سجده ي سوم ولي تو سجده ي سوم فقط خنديدم
گفتم تا آخرش سجده نباشه !!!كل نمازو سوتي دادم .بعد فهميديم كه
اونا سوره ي سجده دار خونده بودن سجده ي سوم واسه اون بود.
عربا بعد هر نمازشون نماز ميت هم ميخونن .به قول يه خانومه نماز جنازه
يه بار گفتم باهاشون نماز ميت بخونم از مامانم پرسيدم چه جوريه گفت:
دو ركعته منم فكر كردم مثل نماز صبحه خلاصه نيت كردم وايستادم
مامانم دوباره الله اكبر گفت هي با دستش ميزد به من
منم
بي خيال داشتم حمدو ميخوندم
گفتم چرااين اينطوري ميكنه
دوباره الله اكبر گفت با دستش زد به من منم محل نكردم يه دفعه ديدم
پيش نمازگفت الحمدالله به مامانم گفتم چي شد گفت تموم شد خسته
نباشي .كلي تو مسجدالنبي خنديدم .
ما تو نمازامون وقتي ركوع رو ميخونيم بلند ميشيم سريع ميريم سجده
عربا ركوع رو كه ميخوندن بلند ميشدن يه پنج دقيقه اي وايميستادن
بعد ميرفتن سجده توي اين قسمت ايرانيا خيلي سوتي ميدادن
ديگه يادم نمياد .نوشتنم زياد خوب نيست ، به هر حال ببخشيد