قاصدک
به نام خدایی که فراموشش میکنیم اما او فراموشمان نمیکند....
نترس هيچ از تو كم نمي شود دلت اگر به نام عشق ايستاد به هيچ استانه خم نمي شود به خنده هاي كودك التماس كن پر از نياز شو اگر سعادتي است به خشك شاخه اي نگاه كن ببين هنوز فصل سبز را شهادتي است تو از هزار پيچ و خم گذشته اي براي لحظه هاي ناشناخته چه مي شود اگر شبي گذر كني به كوچه اي كه خوبي تو ساخته بويي يافتيم ازخزانه ي دوستي٬به پادشاهي٬بر سر عالم ندا كرديم٬ برقي تافت از مشرق حقيقت٬اب و گل كم انگاشتيم٬و دوگيتي بگذاشتيم.يك نظر كردي٬در ان نظر٬بسوختيم و بگداختيم. بيفزاي نظري و اين سوخته را مرهم ساز و غرق شده را درياب كه: مي زده را هم به مي دار ومرهم بود.
| Design By : Night Skin |

