تبليغاتX
قاصدک


قاصدک

به نام خدایی که فراموشش میکنیم اما او فراموشمان نمیکند....

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:10 توسط قاصدک| |

كم كم غروب ماه خدا ديده مي شود

صد حيف از اين بساط كه بر چيده مي شود

در اين بهار رحمت و غفران مغفرت

خوشبخت آن كسي است كه بخشيده مي شود

 

            عيد بر شما مبارك     

نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 7:26 توسط قاصدک| |

Click to view full size image
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:15 توسط قاصدک| |

نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 14:27 توسط قاصدک| |

بخوا ن به نام گل سرخ در صحاري شب كه باغها همه بيدار و بار ور گردند بخوان ،دوباره بخوان تا كبوتران سپيد به آشيانه خونين دوباره برگردند بخوان به نام گل سرخ ،در رواق سكوت كه موج و اوج طنينش ز دشتها گذرد ؛ پيام روشن باران ، ز بام نيلي شب ، كه رهگذار نسيمش به هر كرانه برد . ز خشكسال چه ترسي ؟-كه سد بسي بستند : نه در برابر آب ، كه در برابر نور و در برابر آواز و در برابر شور ... در اين زمانه ي عسرت ، به شاعران زمان برگ رخصتي دادند كه از معاشقه ي سرو و قمري و لاله سرود ها بسرايند ژرفتر از خواب ، زلال تر از آب . تو خاموشي ، كه بخواند ؟ تو مي روي كه بماند ؟ كه بر نهالك بي برگ ما ترانه بخواند ؟ از اين كريوه به دور ، در آن كرانه ببين: بهار آمده ،از سيم خاردار گذشته . حريق شعله گوگردي بنفشه چه زيباست ! هزار آينه جاري است . هزار آينه اينك به همسرايي قلب تو مي تپد با شوق زمين تهي است ز رندان : همين تويي تنها كه عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخواني بخوان به نام گل سرخ وعاشقانه بخوان ((حديث عشق بيان كن بدان زبان كه تو داني .))
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 14:19 توسط قاصدک| |


Design By : Night Skin