قاصدک
به نام خدایی که فراموشش میکنیم اما او فراموشمان نمیکند....
ياد تو چون سكه اي سيمين رها بر آب اين درياست خاطر دريا پريشان است سينه دريا پر از تشويش طوفان است دست من در موج و چشمم سوي ساحلهاست قلب من منزلگه دلهاست . نه بر اين دريا سكوني نه به ساحلها چراغ رهنموني كي برآيد از افق شمع بلند آفتابم ؟ تا درنگ آرم دمي تا بياسايم كمي تا در اين امواج يادي٬يادگاري را بيابم دريغا... سر بسر موج است و گرداب است يا غرقاب سكه سيمين فروتر مي رود در آب . روي ميز تحريرم٬روي درختان روي ماسه٬روي برف٬ نام تو را مي نويسم. روي همه ي صفحه هاي خوانده شده٬ روي صفحه هاي سفيد٬ روي سنگ و خون و كاغذ يا خاكستر٬ نام تو را مي نويسم. روي جنگل و كوير٬ بر آشيانه ها و گل هاي طاووسي نام تو را مي نويسم. روي همه ي تكه پاره هاي آسمان لاجوردي روي مرداب٬اين آفتاب پوسيده٬ روي رودخانه٬اين ماه زنده٬ نام تو را مي نويسم. و به نيروي يك واژه٬ زندگي را از سر مي گيرم٬ من براي شناختن و ناميدن تو٬ پا به جهان گذاشته ام اي آزادي! سيزده آبان روز دانش آموز و روز مبارزه با استكبار جهاني مبارك باد 
| Design By : Night Skin |




