تبليغاتX
قاصدک


قاصدک

به نام خدایی که فراموشش میکنیم اما او فراموشمان نمیکند....

باز كن پنجره ها را كه نسيم

روز ميلاد اقاقي ها را

جشن ميگيرد .

و بهار

روي هر شاخه ،كنار هر برگ

شمع روشن كرده ست .

همه ي چلچله ها برگشتند

و طراوت را فرياد زدند

كوچه يك پارچه آواز شده است

و درخت گيلاس

هديه ي جشن اقاقي ها را

گل به دامن كرده است .

 

 

باز كن پنجره ها را ، اي دوست  

هيچ يادت هست

كه زمين را عطشي وحشي سوخت ؟

برگ ها پژمردند ؟

تشنگي با جگر خاك چه كرد ؟

هيچ يادت هست ؟

توي تاريكي شب هاي بلند

سيلي سرما با تاك چه كرد ؟

با سر و سينه ي گل هاي سپيد

نيمه شب باد غضبناك چه كرد ؟

هيچ يادت هست ؟

 

 

حاليا معجزه ي باران را باور كن

و سخاوت را در چشم چمنزار ببين

و محبت را در روح نسيم

كه در اين كوچه ي تنگ

با همين دست تهي

روز ميلاد اقاقي ها را

جشن مي گيرد !

خاك جان يافته است

تو چرا سنگ شدي ؟

تو چرا اين همه دلتنگ شدي ؟

باز كن پنجره ها را

              و بهاران را 

                         باور كن .   

 



¤¤اين هم به درخواست يكي از دوستان¤¤

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 16:35 توسط قاصدک| |

 

 

يكي گفت عكس كامران نجف زاده بذار دل مردم واشه   

تقديم به پائيز عزيزم وبقیه ...

نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 18:15 توسط قاصدک| |

نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:26 توسط قاصدک| |


Design By : Night Skin